اگرچه تفاهم ایران و آمریکا توانست بازارهای مالی را وارد فاز نزولی کند، اما بازار خودرو واکنش چندانی به این تحول نشان نداد و میانگین قیمتها تنها حدود ۳درصد کاهش یافت. انتشار خبر تفاهم ایران و آمریکا موجب عقبنشینی نرخ ارز و طلا شد و انتظار کاهش قیمتها را در بازارهای مختلف تقویت کرد، اما همانطور که عنوان شد بازار خودرو واکنش محدودی به این تحول سیاسی نشان داد.
بررسی قیمت خودروهای داخلی و مونتاژی در دو مقطع زمانی ۲۳ تا ۲۶خرداد (قبل و بعد از اعلام تفاهم) نشان میدهد میانگین افت قیمتها به حدود ۳درصد رسیده است؛ رقمی که از یکسو اثرپذیری بازار از کاهش نرخ ارز را تایید میکند و از سوی دیگر نشان میدهد تردید نسبت به آینده تولید و عرضه خودرو همچنان بر تصمیم خریداران و فروشندگان سایه انداخته است. بررسی نشان میدهد بازار، بیش از آنکه در انتظار نتایج تفاهم سیاسی باشد، چشمانداز صنعت خودرو را هدف قرار داده است.

بررسی قیمت ۱۵خودروی پرتیراژ و مونتاژی بین ۲۳ تا ۲۶خرداد نشان میدهد که میانگین قیمتها تنها ۳درصد افزایش یافته است؛ تغییری محدود که بیش از آنکه ناشی از تغییر بنیادین در انتظارات بازار باشد، از تداوم تردیدها نسبت به آینده صنعت خودرو حکایت دارد. این در شرایطی است که در فضای عمومی انتظار میرفت توافق سیاسی و کاهش ریسکهای اقتصاد کلان، به افت محسوستر قیمت خودرو منجر شود. اما بازار خودرو برخلاف بازارهای مالی، تنها به اخبار سیاسی واکنش نشان نمیدهد. این بازار علاوه بر نرخ ارز، تحتتاثیر متغیرهای دیگری همچون چشمانداز تولید، وضعیت عرضه، سیاستهای قیمتگذاری، واردات و آینده صنعت خودرو قرار دارد. به همین دلیل نیز تفاهم اخیر اگرچه توانسته انتظارات تورمی را تا حدی تعدیل کند؛ اما هنوز نتوانسته نگاه فعالان بازار خودرو را نسبت به آینده تغییر دهد.
از سوی دیگر آنچه این روزها در بازار مشاهده میشود، شکلگیری نوعی «انتظار دوطرفه» است. خریداران با تصور ادامه کاهش قیمتها دست نگه داشتهاند و فروشندگان نیز حاضر نیستند دارایی خود را با افت بیشتر قیمت عرضه کنند. نتیجه چنین وضعیتی، بازاری کممعامله و راکد است که در آن مراجعه برای استعلام قیمت افزایش یافته اما معاملات واقعی همچنان محدود باقی مانده است. اما همانطور که طی یک دهه گذشته مشاهده شده، بازار خودرو در ایران همواره رابطه مستقیمی با نرخ ارز دارد. هر زمان دلار جهش کرده، قیمت خودرو نیز صعودی شده و هر زمان ارز کاهش یافته، خودرو نیز با تاخیر وارد مسیر نزولی شده است. با این حال در شرایط کنونی به نظر میرسد این رابطه نسبت به گذشته ضعیفتر شده است. دلیل اصلی این موضوع را باید در نگاه فعالان بازار به آینده صنعت خودرو جستوجو کرد.
اگرچه تفاهم ایران و آمریکا میتواند در صورت تداوم، زمینه کاهش تحریمها و بهبود شرایط اقتصادی را فراهم کند، اما هنوز هیچ تحول عملی در حوزه تولید خودرو، تامین قطعات، همکاریهای بینالمللی یا سرمایهگذاری خارجی رخ نداده است. در واقع بازار خودرو برخلاف بازار ارز، به «نتایج» واکنش نشان میدهد نه صرفا به «اخبار». فعالان این بازار به خوبی میدانند که حتی در صورت نهایی شدن توافق، اثرات آن بر صنعت خودرو به زمان نیاز دارد. بازگشت احتمالی شرکای خارجی، تسهیل مبادلات مالی، دسترسی به فناوریهای جدید و افزایش تولید فرآیندهایی نیستند که در کوتاهمدت محقق شوند. به همین دلیل بخش قابلتوجهی از فعالان بازار معتقدند تفاهم اخیر هنوز نتوانسته تصویر روشنی از آینده صنعت خودرو ارائه کند و در نتیجه واکنش قیمتی نیز محدود باقی مانده است.
قیمتها چه میگویند؟
بررسی تغییرات قیمتی خودروهای منتخب بین ۲۳ تا ۲۶ خرداد نشان میدهد دامنه نوسانات بسیار محدود بوده است. کوییک دندهای از یکمیلیارد و ۲۶۰میلیون تومان به یکمیلیارد و ۲۴۰میلیون تومان رسیده و حدود ۲درصد رشد کرده است. فیدلیتی الیت نیز از پنجمیلیارد و ۳۵۰میلیون تومان به پنجمیلیارد و ۲۵۰میلیون تومان افزایش یافته که معادل حدود ۲درصد است. در میان خودروهای مورد بررسی، دنا اتوماتیک، دیگنیتی پرایم، فیدلیتی الیت وهایما S۷ اتوماتیک رشد حدود ۴ درصدی را تجربه کردهاند. بیشترین رشد نیز به رانا پلاس تعلق دارد که از یکمیلیارد و ۷۱۵میلیون تومان به یکمیلیارد و ۶۰۰میلیون تومان رسیده و حدود ۷درصد افزایش یافته است. با این حال میانگین تغییرات قیمتی کل خودروهای مورد بررسی حدود ۳درصد برآورد میشود؛ رقمی که در مقایسه با نوسانات تاریخی بازار خودرو چندان قابلتوجه نیست. این موضوع نشان میدهد که بازار نه در مسیر جهش قرار گرفته و نه کاهش شدیدی را تجربه کرده است.
نکته مهمتر آن است که این تغییرات محدود در شرایطی رخ داده که بازار ارز پس از انتشار اخبار مربوط به تفاهم سیاسی، سیگنالهای کاهشی دریافت کرده است. در واقع اگر بازار خودرو قرار بود صرفا بر مبنای نرخ ارز حرکت کند، انتظار میرفت شاهد افت بیشتری در قیمتها باشیم. اما چنین اتفاقی رخ نداده است. این رفتار را میتوان نشانهای از تردید فعالان بازار نسبت به پایداری شرایط جدید دانست. به بیان دیگر، معاملهگران هنوز مطمئن نیستند که کاهش ریسکهای سیاسی به معنای بهبود پایدار شرایط صنعت خودرو باشد. از سوی دیگر ساختار عرضه در بازار نیز اجازه واکنش سریع را نمیدهد. تولید خودرو همچنان با محدودیتهای مختلف از جمله کمبود نقدینگی، بدهی زنجیره تامین، سیاستهای قیمتگذاری و مشکلات تامین قطعات روبهرو است. در چنین شرایطی حتی کاهش نرخ ارز نیز الزاما به کاهش سریع هزینه تولید و افت قیمت خودرو منجر نمیشود.
خریداران در انتظارند
گزارشهای میدانی از بازار خودرو نشان میدهد مهمترین ویژگی این روزهای بازار، کاهش حجم معاملات است. نمایشگاهداران از افزایش مراجعه برای استعلام قیمت خبر میدهند؛ اما بخش قابلتوجهی از این مراجعات به خرید منجر نمیشود. متقاضیان با این تصور که روند نزولی ارز ادامه خواهد یافت و قیمت خودرو نیز در آینده کاهش بیشتری را تجربه میکند، خرید خود را به تعویق انداختهاند. این رفتار در اقتصاد به «انتظار کاهشی» معروف است؛ وضعیتی که در آن مصرفکنندگان به امید کاهش بیشتر قیمتها، از خرید فعلی صرفنظر میکنند.
در مقابل، فروشندگان نیز حاضر نیستند با هر قیمتی خودروهای خود را عرضه کنند. بسیاری از آنها معتقدند هنوز اثرات واقعی تفاهم سیاسی مشخص نیست و ممکن است بازار در ماههای آینده مسیر متفاوتی را تجربه کند. بنابراین ترجیح میدهند برای فروش عجله نکنند. نتیجه این رفتار دوگانه، کاهش حجم معاملات و شکلگیری نوعی رکود معاملاتی است. بازاری که در آن قیمتها نسبتا ثابت مانده اما دادوستد چندانی صورت نمیگیرد. برخی فعالان بازار معتقدند این وضعیت شباهت زیادی به دورههایی دارد که انتظارات تورمی در حال تغییر است. در چنین شرایطی بازار مدتی در وضعیت تعلیق باقی میماند تا مسیر آینده اقتصاد روشنتر شود.
چرا بازار خوشبین نیست
یکی از دلایل مهم واکنش محدود بازار خودرو به تفاهم سیاسی، به تجربههای گذشته برمیگردد. صنعت خودرو در سالهای اخیر بارها تحتتاثیر تحولات سیاسی قرار گرفته اما بسیاری از وعدههای مربوط به بهبود شرایط تولید و همکاریهای خارجی در عمل محقق نشدهاند. به همین دلیل فعالان این صنعت ترجیح میدهند منتظر اقدامات عملی بمانند. از نگاه آنها کاهش تحریمها، بازگشت خودروسازان جهانی، انتقال فناوری و جذب سرمایه خارجی موضوعاتی نیست که صرفا با انتشار یک تفاهمنامه تحقق پیدا کند.
افزون بر این، صنعت خودرو ایران با مجموعهای از مشکلات اساسی مواجه است که ارتباط مستقیمی با تحریمها ندارد. قیمتگذاری دستوری، زیان انباشته خودروسازان، بدهی به قطعهسازان، ضعف بهرهوری و محدودیت سرمایهگذاری از جمله چالشهایی هستند که حتی در صورت بهبود روابط خارجی نیز به سرعت برطرف نخواهند شد. به همین دلیل بخشی از بازار معتقد است که تفاهم سیاسی اگرچه میتواند شرط لازم برای اصلاح وضعیت صنعت خودرو باشد، اما به تنهایی شرط کافی نیست. در هر صورت اگر تفاهم ایران و آمریکا به توافقی پایدار منجر شود، بدون تردید صنعت خودرو یکی از مهمترین بخشهایی خواهد بود که از این تحول منتفع میشود.
دسترسی آسانتر به منابع مالی، کاهش هزینه واردات قطعات، امکان همکاری با خودروسازان خارجی و افزایش رقابت در بازار میتواند چشمانداز متفاوتی برای این صنعت ترسیم کند. با این حال فاصله زمانی میان توافق سیاسی و اثرگذاری آن بر صنعت خودرو احتمالا طولانیتر از سایر بازارها خواهد بود. بازار ارز میتواند ظرف چند روز به یک خبر واکنش نشان دهد، اما افزایش تولید خودرو، جذب سرمایهگذاری و بازسازی زنجیره تامین فرآیندی زمانبر است. از این رو میتوان گفت واکنش محدود بازار خودرو در روزهای اخیر بیش از آنکه نشانه بیاهمیت بودن تفاهم سیاسی باشد، بیانگر واقعیتهای کنونی صنعت خودرو است. بازاری که هنوز بیش از آنکه به اخبار سیاسی چشم دوخته باشد، نگران وضعیت تولید، عرضه و آینده اقتصادی خود است.