بازگشت خودروسازان جهانی به موتورهای بنزینی و هیبریدی، نشانهای روشن از پایان یک دوره خوشبینی افراطی نسبت به خودروهای برقی است؛ دورهای که اکنون با هزینهای دستکم ۶۵ میلیارد دلاری برای صنعت خودرو همراه شده است.
طی یک سال گذشته، شرکتهای بزرگ با تعدیل برنامههای سرمایهگذاری، لغو پروژههای برقی و بازنگری در سبد محصولات خود، عملا اعتراف کردهاند که سرعت گذار انرژی در بخش حملونقل کمتر از برآوردهای پیشین بوده است.
نقطه عطف این تغییر مسیر، چرخش سیاستهای اقلیمی در ایالات متحده و حذف برخی مشوقهای مالی برای خودروهای برقی است. این تحولات، همراه با تردید نسبت به شدتگیری مقررات کاهنده آلایندگی، برآوردها از سهم خودروهای برقی در بازار آمریکا را به حدود ۵ درصد در سالهای پیش رو کاهش داده؛ سطحی که تقریبا نصف برآوردهای قبلی است. پیامد مستقیم این تغییر، افزایش ریسک سرمایهگذاری در پروژههای تمامبرقی و تمایل به احیای فناوریهای آشنا برای مصرفکننده بوده است.
نماد این عقبگرد استراتژیک را میتوان در تصمیمات اخیر خودروسازان بزرگ مشاهده کرد. برخی شرکتها مدلهای تمامبرقی را کنار گذاشته و حتی به پیشرانههای حجیم بنزینی یا موتورهای دیزلی در بازارهای منتخب بازگشتهاند.
همزمان، چندین خودروساز زیانهای چندمیلیارددلاری ناشی از تجدید ارزیابی پروژههای برقی یا لغو همکاریهای مرتبط را گزارش کردهاند. برآیند این تحولات، کاهش ارزش بازار برخی شرکتها و افزایش هزینههای یکباره برای تطبیق با شرایط جدید بوده است.
با این حال، ریشههای اقتصادی این چرخش تنها به سیاستگذاری محدود نمیشود. شکاف میان انتظارات مصرفکننده و پیشنهاد محصول، عامل مهم دیگری بوده است. قیمت بالاتر خودروهای برقی، نگرانی از برد حرکتی و توسعهنیافتگی زیرساخت شارژ، مانع از فراگیر شدن تقاضا شده است.
در نتیجه، خودروسازانی که با الگوگیری از موفقیتهای اولیه پیشگامان بازار، سرمایهگذاریهای سنگین انجام دادند، اکنون با واقعیت تقاضای محدودتر مواجهاند. به گزارش فایننشال تایمز، تحلیلگران معتقدند بسیاری از شرکتها در رقابت برای بازتولید موفقیتهای اولیه بازار برقی، مصرفکننده نهایی را از معادله خارج کردند.
از منظر راهبردی، صنعت خودرو در حال ورود به فاز «چندمسیره» است: حفظ سرمایهگذاری بلندمدت در برقیسازی، در کنار تمرکز کوتاهمدت بر هیبریدیها و بهینهسازی موتورهای درونسوز. این رویکرد اگرچه انعطافپذیری بیشتری فراهم میکند، اما هزینههای توسعه، تولید و زنجیره تامین را افزایش میدهد؛ زیرا شرکتها ناگزیرند همزمان چند پلتفرم فناوری را پشتیبانی کنند. افزون بر این، واگرایی سرعت گذار انرژی در بازارهای بزرگ—بهویژه میان آمریکا و چین—پیچیدگی تصمیمگیریهای سرمایهگذاری را تشدید کرده است.
چشمانداز پیشرو، بیش از هر چیز به متغیرهای سیاستی و اقتصادی وابسته است. در سناریوی تداوم عدمقطعیت مقرراتی، انتظار میرود خودروسازان بر «انتخاب گزینشی بازارها» تمرکز کنند؛ یعنی عرضه محصولات متناسب با ترجیحات و مشوقهای هر منطقه. در مقابل، هرگونه بازگشت قاطع مشوقها و توسعه سریع زیرساخت شارژ میتواند بار دیگر کفه ترازو را به نفع برقیها سنگین کند.
پایان سرخوشی برقیها نه به معنای توقف گذار انرژی، بلکه نشانهای از بلوغ واقعگرایانه صنعت است؛ بلوغی که هزینههای سنگین امروز را به بهای دستیابی به توازنی پایدارتر میان فناوری، سیاست و رفتار مصرفکننده میپذیرد.